استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • آريستيپوس  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  


  •  آریستیپوس
    (Aristippus 435-356 BC)
    aristippus.jpg - 107x150 - 3.94 kb
     یکی از شاگردان سقراط که کمتر هنگام مطالعه فلسفه یونان باستان کمتر نامی از او می شنویم ومنابع خیلی کمی هم حتی به انگلیسی در مورد او موجود است آریستیپوس می باشد. که در کتب تاریخ فلسفه غالبا به شکل مقدمه ای بسیار کوتاه برای وارد شدن به فلسفه اپیکوری است. شاید دلیل این امر احساس ننگی باشد که دیگر شاگردان سقراط و فیلسوفان نسلهای بعد یونان باستان از او به عنوان شاگرد سقراط حس می کردند. به همین سبب سعی کردم این فیلسوف را بیشتر مورد بررسی قرار دهم تا منبع فارسی مناسبی در باره او موجود باشد.
           آریستیپوس در سیرین مستعمره یونان در شمال آفریقا (لیبی) به دنیا آمد. او در جوانی به آتن رفت و در آنجا به جمع جوانان پیرو سقراط که مشغول آشکار و افشا کردن جهل و نادانی مردم آتن بودند پیوست. اما با آشکار شدن فلسفه او تبدیل به لکه ننگ پیروان او (البته از نظر دیگر همقطارانش) شد. زیرا اوبه دفاع از خوشگزرانی و هوسرانی بر خاسته بود و معتقد بود که هدف تمام اعمال ما لذت است پس برای کسب لذت نیازی هم به رعایت کردن عرف های اجتماع نیست . علاوه بر این او مانند سوفیت ها (سوفسطاییان) به دریافت پول بابت آموزشهایش مشتاق بود.
           تعدادی هم شاگرد جمع کرده بود که به آنها فلسفه می آموخت. او همراه با این شاگردان که دخترش اریت نیز در این جمع بود مدرسه سیرناییک را پی ریزی کرد. مدرسه سیرناییک تاثیر زیادی روی اپیکور و شک گراها گذاشت. دقیقا روشن نیست که چقدر از توسعه این مدرسه توسط خود آریستیپوس صورت گرفته است زیرا هم منابع کمی در مورد او موجود است و هم اینکه نوه اش  که همنام او نیز بود کارهایی را برای این مدرسه انجام داده است.
          مهمترین منبع تحقیق در مورد آریستیپوس نوشته ها دیوجنس لیریتیوس درباره او است که 500 سال بعد از مرگ او نگاشته شده است که در آن هم به دلیل اینکه فلسفه آرسیتیپوس به نظر او حقیر بوده به آن توجه زیادی نشده است. هدونیسم( فلسفه لذت و خوشگزرانی) او هم سبب شده است که  داستانهای بسیاری در مورد هوسرانی و عشرت طلبی او نقل شود که بدون تردید بسیاری از آنها نادرست است.
          مانند دیگر متفکران اخلاق یونانی فلسفه آریستیپوس نیز بر این پرسش متمرکز شده بود که فرجام و هدف چیست؟ و غایت کدام است یا به زبان خودمانی تر: آخرش که چی. و اینکه چه چیزی ارزش دلیل وهدف بودن را برای اعمال ما دارد؟ آریستیپوس این غایت و هدف را کسب لذت معرفی می کند . بدین گونه این تعریف از او یک هدونیست(تابع فلسفه  لذت وخوشگزرانی) می سازد. بیشتر لذت هایی که آریستیپوس معرفی می کند لذایذ جسمانی هستند که برای نمونه می توان از خوابیدن با فاحشه کلاس بالا یا لذت بردن از خوردن میوه های دلچسب و شراب کهنه نام برد.
          آریستیپوس تعلل در کسب لذت را جایز نمی داند و از لذت بردن آنچه که در حال است در برابر زحمت و رنج برای لذتی که در آینده ممکن است رخ دهد دفاع می کند.شاید دلیلش این باشد که مردمی را مشاهده کرده که به فکر فردای خویشتن نسیتند  پس غم فردا را نمی خورند. یا اینکه کسی که دل مشغولی آینده را ندارد به همین که دل مشغولی آینده را ندارد در زمان مشکلات هم کمتر دچار رنج می شود و حتی شاید در این زمان هم باز کسب لذت کند اما کسی که نگران آینده است لذت امروز را با نگرانی برای فردا و لذت فردا را با نگرانی برای فرداهای دیگر تباه می سازد. همیشه هم این امکان وجود دارد که لذت امروز تبدیل به رنجی برای فردای آن روز شود. در حالیکه چیزی که در نهایت اهمیت دارد رنج کمتر و لذت بیشتر است.
          آریستیپوس احترام کمی برای عرف و ادب حکمفرما بر یونان آن زمان قائل می شد. برای مثال زمانی که برای خوابیدن با یک فاحشه مورد انتقاد قرار گرفت. او در جواب پرسید: آیا در استفاده از خانه ای که قبلا مورد استفاده افرادی قرار گرفته با خانه ای که تا کنون کس دیگری از آن استفاده نکرده تفاوتی هست؟ یا اینکه تفاوتی در دریانوردی بوسیله کشتی استفاده شده توسط دیگران با کشتی استفاده نشده است ؟ پس همینطور که در این مثالها تفاوت مهمی وجود ندارد . همخوابگی با فاحشه با همخوابی زنی که قبلا با مردم دیگری نبوده نیز فرق مهمی ندارد. همچنین از او به خاطر رفتار تملق آمیز و زبونانه در مقابل حکام وقت بد گوییهایی شده است.
          این گرایش به لذت آنی و فلسفه دم را غنیمت دان او برای لذت و همچنین عدم توجه او به عرف اخلاقیات رایج در اجتماع به او توانایی داده بود که تقریبا در هر شرایطی احساس نفع کند.آریستیپوس تنها یک قید رابرای لذت بردن لازم می دانست و آن اینکه ما صاحب و کنترل کننده لذت باشیم نه لذت کنترل کننده  و ارباب ما. چون در غیر این صورت لذت تبدیل به کاری از روی بی میلی می شود که حتی ممکن است منجر به از دست داد کنترل خود شخص شود.
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    برگرفته از سايت تاريخ فلسفه - مهدی پدرام