استاد علوي سرشکي
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
 
 
  • مقدمه (فلسفه حقوق)  
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • باسمه تعالي

    مقدمه

    كتابي را كه در پيش رو داريد مباحث درسي است كه جناب استاد آيه الله سيد محمد رضا علوي سرشكي

    در سال تحصيلي 83 – 84 درباره «فلسفه حقوق»، ارائه دادند اين مباحث نوشته شد و پس از چند بار

    اصلاح، تحت نظر استاد به شكل حاضر درآمده است. البته بحث «شاخه‌هاي فلسفه حقوق»، باقي مانده

    كه اميدواريم هرچه زودتر، ارائه و به اين مباحث ملحق شود، تا كامل گردد.

    براي حفظ امانت و رساندن مطلب تا جايي كه در توان داشتم تلاش نمودم اميدوارم كه ضعف‌ها و كاستي‌ها

    را ببخشيد و پذيراي اشكالات و انتقادات سازنده شما هستم.

    از خداوند متعال، عمر پربركت و توانمندي براي استاد خواهانم.

    از خداوند مي‌خواهم كه توفيق بندگي خود و سربازي حضرت بقيه الله را به اين بنده كوچك عطا نمايد.

    و من الله التوفيق دي ماه 1385                                                             سيد عباس طباطبايي‌فر


    مقدمه استاد براي چاپ:

    بسم الله الرحمن الرحيم

    ستايش خدائي را كه پروردگار جهانيان است و درود بر انبياء گرامش «حكيمان وارسته»[1] و بر خاتم انبياء

    «مربي اخلاق و معلم كتاب و حكمت»؛[2]

    و بر اوصياء گرامش، «عقل‌هاي بشر»[3] از عترت، ائمه دوازده گانة معصومين(عليهم السلام)[4] كه آخرين

    آنها نجاتبخش بشريت از بدبختي‌ها و ستمگري‌ها است.

    اين كتاب در واقع، پيش درآمدي است بر «فلسفه حقوق» و هرگز ما فكر نمي‌كنيم كه در تعريف حق (و يا

    مسئوليت كه پيامد و لازمه هر حق و آزادي است)[5] بحثي بدون عيب و نقص است هرگز، در هر حال اين

    كتاب گرچه ممكن است در نوع خود بي‌نظير باشد اما هرچه هست عجالتاً چاپ شده و حتي ويراستاري

    لازم در آن نشده چون اين تنها براي نظرخواهي از صاحب نظران است و خواهشمنديم خوانندگان به نظر

    نقد و بررسي در آن بنگرند و ما را از كم و كاست و اصلاحات لازم در آن حتماً، آگاه كنند تا «فلسفه حقوق»

    كه در جهان در حال احتضار و مرگ است جاني تازه به خود گيرد و «فرهنگ عقلاني» رفتار هم در سايه آن،

    دوباره در جهان زنده شود (قبلاً از نقد و اصلاحات شما، نهايت تشكر و سپاسگزاري را دارم. بالاخص از

    دوست و برادر عزيزم آقاي سيد عباس طباطبائي‌فر كه اين بحث‌ها را مكتوب نمودند خداوند بايشان بهترين

    پاداش را عطاء فرمايد.

    برادر كوچك شما سيد محمد رضا علوي سرشكي

     

    [1]  - اصول كافي – قسمت حجه – در فصل مربوط به انبياء – حكماء مؤدبين.

    [2]  - سورة جمعه / آيه 2 / يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ.

    [3]  - زيارت جامعه ـــــــ و معقل العباد - در كنار مرجعيت آنها در مورد دين، همچنين مرجعي هستند براي بشريت در جهت كسب حكمت و امور مربوط به تعقل كه از توان عقلي ساير بشرها، خارج است.

    [4]  - قال رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم) اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابداً – الأئمة من بعدي اثني عشر – الخلفاء من بعدي اثناعشر – الأمراء من بعدي اثنا عشر.

    [5]  - مسئوليت، پيامد حق و آزادي است زيرا وقتي از طرفي كسي، فاعل مختار بود يعني آزاد بود و از طرفي نيز ديگران حقوقي بالاخص «حقوقي طبيعي» بر او داشتند عقلاً در مقابل حقوق آنان، مسئول است و ديگران نيز در مقابل حقوق او نيز مسئول‌اند..

    همچنانكه مادر چون وجود آمدن فرزندش (باختيار خودش بوده و) فعل او است در نگهداري آن هم، حق دارد و هم مسئول است يعني نگهداري و پرورش آن نوزاد عقلاً وظيفه اوست زيرا، آثار رفتار هر كس، عقلاً به عهده خودش است و بالعكس آنكه عقلاً نوزاد هم حق دارد نزد مادر خودش، نگهداري شود. اينجا است كه عنوان‌هاي آزادي، حق، مسئوليت، و وظيفه، بهم گره خروده است و اين است معني فرهنگ عقلاني رفتار.